ترازنامه ویادداشتهای توضیحی صورت های مالی اساسی
حقوق صاحبان سرمایه
حقوق صاحبان سرمایه عبارت از باقی مانده ای است که از کسر جمع بدهی های واحد تجاری از جمع دارایی های آن حاصل می شود .حقوق صاحبان سرمايه (سهام) بطور كلي واژه حق شامل حقوق صاحبان سهام و حقوق بستانكاران ميباشد. در واقع در معادله حسابداري ، دارايي برابر است با حقوق نسبت به همان دارايي ، كه اين حقوق شامل حقوق مالكانه و حقوق غير مالكانه ميباشد.
حقوق مالكانه
حقوق مالكان برابر است با تفاوت بين داراييها و بدهيهاي شركت كه اغلب خالص داراييها نيز ناميده ميشود. برحسب سنت حقوق مالكان به دو گروه سرمايه پرداخت شده و سود انباشه طبقهبندي ميشود. سرمايه پرداخت شده نيز متشكل از سهام ( عادي و ممتاز ) و صرف سهام ميباشد. اما با وجود پديدار شدن اوراق بهادار مختلط مانند اوراق قرضه قابل تبديل به سهام ، طبقهبندي انواع مختلف اوراق بهادار بسيار مشكل می باشد.
تئوري حقوق مالكانه
1-تئوري مالكيت
بر اساس تئوري مالكيت ، دارايي تحت تملك مالك و بدهي تعهدات وي ميباشد و در معادله حسابداري آن مالك در كانون توجه قرار ميگيرد.
داراييها – بدهيها = سرمايه ( ثروت مالك )
طبق اين تئوري، درآمد موجب افزايش ميزان مالكيت و هزينههاي دوره موجب كاهش آن ميشود. از اين رو سود خالص بهصورت مستقيم به مالكان تعلق ميگيرد و هم چنين سود نقد پرداختي نشان دهنده برداشت از ثروت مالكان است.
تئوري مالكيت به بهترين شكل ممكن در واحدهاي تجاري كه به صورت مالكيت انفرادي هستند و شركتهاي تضامني كاربرد دارد.
هيئت استانداردهاي حسابداري مالي ( FASB ) با استفاده از اين تئوري مفهوم سود جامع را تعريف كرد. مفهوم سود جامعدر بر گيرنده همه اقلامي ميشود كه طي يك دوره بر ميزان مالكيت اثر ميگذارند ، به استثناي سود تضميني و رويدادهاي كه در بخش سرمايه انجام ميشود. از ديگر كاربردهاي ديگر تئوري مالكيت ميتوان به ثبت سرمايهگذاريها در واحدهاي فرعي كه از نوع تلفيق نميباشند ، اشاره كرد. از ديدگاه اين تئوري ، سهم شركت مادر يا واحد تجاري اصلي از سود هرسال به حساب سرمايه اضافه ميشود.
2-تئوري واحد تجاري
بر اساس اين تئوري ، تصور بر اين است كه يك سازمان داراي موجوديت و حتي شخصيتي جدا از مالكيت خود است و شركت الزاماً معرف بنيانگذاران و مالكان خود نميباشد.
داراييها = بدهيها + حقوق صاحبان سهام
از ديدگاه تئوري واحد تجاري ، سود خالص نشان دهنده تغيير در اقلام باقيمانده در حقوق صاحبان سهام است ، پس از اين كه ساير ادعاها تأمين شوند. به بيان ديگر فقط در صورتي سود خالص ميتواند به عنوان سود مشخص به سهامداران تلقي شود كه ادعاهايي نظير بهره اوراق قرضه و ماليات بر سود پرداخت شود و مابقي متعلق به سهامداران است. از اين رو ميتوان بيان كرد ، بهره اوراق قرضه و ماليات براي واحد تجاري هزينه نبوده ، بلكه نوعي تقسيم سود ميباشد.
كاربرد اصلي اين تئوري در شركتهاي سهامي قابل مشاهده است ، ولي ميتوان در مورد شركتهاي غير سهامي كه داراي عمر و زندگي جدا از مالكان خود ميباشند ، تئوري واحد تجاري را به كار گرفت.
3-تئوري حقوق باقيمانده
ديدگاه مبتني بر حقوق باقيمانده در فاصله بين تئوري مالكيت و تئوري واحد تجاري است. به بيان ديگر اين تئوري از نظر شكل معادله حسابداري بيشتر تئوري مالكيت و از نظر نوع واحد تجاري شبيه به تئوري واحد تجاري ميباشد.
حقوق باقيمانده = داراييها – حقوق خالص
حقوق خاص شامل ادعاهاي بستانكاران و حقوق صاحبان سهام ممتاز ميشود. در واقع حقوق باقيمانده همان حقوقي است كه متعلق به سهامداران عادي است. ولي در برخي موارد كه شركت به ورطه ورشكستگي افتاده است ، امكان داردحقوق سهامداران عادي از بين برود و دارندگان سهام ممتاز يا دارندگان اوراق قرضه در گروهي قرار گيرند كه نسبت به مقادير باقي مانده داراي حق باشند.
4-تئوري شركتهاي سهامي
تئوري شركتهاي سهامي ديدگاهي گستردهتر از تئوري واحد تجاري ارائه ميكند. از ديدگاه تئوري واحد تجاري ، سازمان بعنوان يك واحد اقتصادي جداگانه مورد توجه قرار ميگيرد كه اصولاً در جهت تأمين منافع دارندگان حقوق فعاليت مينمايد ، در حالي كه در تئوري شركتهاي سهامي ، شركت سهامي بعنوان يك نهاد اجتماعي مورد توجه قرار ميگيرد كه جهت تأمين منافع بسياري از ذينفعان فعاليت ميكند. از يك ديدگاه گستردهتر ذينفع شامل سهامداران ، بستانكاران ، كاركنان ، مشتريان ، نهادهاي دولتي و ساير ذينفعان ميباشد.
داراييها = حقوق ذينفعان
اين ديدگاه در مورد شركتهاي سهامي بزرگ و نوين كاربرد بسياري زيادي دارد ، زيرا آنها ناگزير به اثرات ناشي از اقدامات خود برروي گروههاي مختلف و كل جامعه توجه كرده و گزارش ارزش افزوده اقتصادي و حسابداري محيط زيست ازكاربردهاي تئوري شركتهاي سهامي ميباشد.
از ديدگاه شركتهاي سهامي ، جايگاه سود انباشته در ترازنامه مشابه جايگاهي است كه آن در تئوري واحد تجاري دارد.در هر يك از اين ديدگاهها سود انباشته نشان دهنده بخشي از حقوق صاحبان سهام است و به گروههايي تعلق دارد كه نسبت به حقوق باقيمانده داراي حق ميباشند و يا آن نشان دهنده حقوق تقسيم نشده است.
از اين رو در تئوري واحد تجاري ، سود انباشته نشان دهنده حقوق سهامداران و بستانكاران ميباشد ، اما در تئوري شركتهاي سهامي ، سود انباشته نشان دهنده حقوق تمامي ذينفعان ميباشد.
5-تئوري وجوه
در تئوري وجوه رابطه مشخصي كه در ساير تئوريها كه اقدام به شخصيت بخشيدن به شركت ميشود و آن را بعنوان يك واحد حقوقي يا اقتصادي ميشناسند ، مطرح نيست. بلكه در تئوري وجوه يك واحد عملياتي و مبتني بر فعاليت دركانون توجه حسابدار قرار ميگيرد. اين حوزه فعاليتها كه آن را وجوه مينامند شامل گروهي از داراييها و تعهدات مربوطه و سرانجام محدوديتهايي ميشود كه نشان دهنده فعاليتهاي اقتصادي خاص ميگردد.
داراييها = محدوديت نسبت به داراييها
بر اساس اين تئوري ، داراييها نشان دهنده خدمات آينده به وجوه يا واحد عملياتي هستند و بدهيها نشان دهنده محدوديتهايي بروي داراييها ميباشند.
در نهادهاي دولتي و غير انتفاعي تئوري وجوه بيش از جاهاي ديگر مفيد واقع ميشود. ولي تئوري وجوه در زمينههاي خاص در درون شركتهاي سهامي مثل حسابداري شعب و حسابداري براي اموال ، كاربرد دارد.